مراقبت های حمایتی و تسکینی

در بین مراحل کنترل جامع سرطان، جای خالی مراقبت‌های حمایتی و تسکینی بیش از سایر خدمات به چشم می‌خورد. بیماران بسیاری علی‌رغم صرف هزینه‌های هنگفت درمانی به دلیل مشکلات روحی و روانی بهبودی کامل نمی‌یابند و یا پس از پیشرفت بیماری و قطع درمان دوران انتهایی حیات را بدون دریافت مراقبت‌های حمایتی، با درد و رنج‌های بسیار، با مواجهه با ظرفیت محدود بیمارستان‌های دولتی و هزینه‌های چشم‌گیر بیمارستان‌های خصوصی، با نبود خدمات مراقبت در منزل و ترددهای طاقت‌فرسای پی‌در‌پی به بیمارستان‌ها و با پیچیده‌ترین مشکلات عاطفی، اجتماعی، معیشتی، روحی و روانی سپری می‌کنند.

مراقبت‌های تسکینی به مراقبت‌های گفته می‌شود که از بدو تشخیص بیماری، برای کاهش درد و رنج جسمی و روانی بیمار و عوارض ناشی از درمان با هدف افزایش کیفیت زندگی به کمک بیمار و خانواده او آمده و به افزایش رضایت‌مندی بیماران و خانواده آ‌ن‌ها، منجر می‌شود. این مراقبت‌ها در تلفیق کامل با روند درمان و از طریق هماهنگی بین درمانگر و تیم مراقبتی، به ارائه خدمات چند رشته‌ای در مدیریت و کنترل عوارض جسمی بیماری از جمله درد، تهوع و استفراغ، مشکلات تنفسی، کاهش اشتها، مشکلات روده و مثانه، یبوست، زخم‌ها و همچنین رفع مشکلات عاطفی، روحی-روانی، خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی، معنوی، شغلی و زندگی روزمره بیمار می‌پردازد. توجه همزمان به آموزش، مشاوره، حمایت و مراقبت از خانواده بیمار به منظور مدیریت بهینه فرآیند بیماری، از ویژگی‌های بارز این خدمات بوده که مانع از ورود آسیب‌های جدی روانی، اجتماعی و اقتصادی به بیمار و خانواده او می‌شود.

ضرورت ارائه مراقبت‌های حمایتی و تسکینی از دیدگاه حقوق بشر

سازمان بهداشت جهانی (WHO) معتقد است مراقبت‌های حمایتی و تسکینی باید در اولویت برنامه‌های سلامت عمومی و مـدیریت بیمـاری‌ها باشد. کشورها باید با یک سیاست مناسب و تدوین طرحی جامع برای پیـاده‌سـازی ایـن خـدمات، با توجه به منابع موجود خود برداشـتن همه گام­هایی که برای اجرای این طرح ضروری هستند را تضمین نمایند. بـه عنـوان بخشـی از ایـن التزام، کشورها باید گام­‌هایی در جهت حفظ مردم از دردهای غیرضروری مرتبط با سلامت بردارنـد و عـدم توفیـق در الویـت دادن به توسعه خدمات طب تسکینی در میان خدمات درمانی، ناقض حقوق بشر خواهد بود.

ضرورت ارائه مراقبت‌های حمایتی و تسکینی از دیدگاه جلب رضایت عموم

جلب رضایت مردم یکی از پنج هدف اساسی نظام سلامت در دنیا است. در بیماران صعب العلاج، نیاز بـه حمایت، آرامـش بخشـیدن و مقاوم کردن آنها برای کنار آمدن با مشکلات بیماریشان به مراتب بیشتر از نیاز آن‌ها به دریافـت درمـان است. نیاز به افزایش کیفیت زندگی حتی در کسانی که مراحل درمان را با موفقیت پشت سر گذارده اند نیز بسیار پر رنگ است؛ چراکه بخشی از عوارض جسمی، روحی و اجتماعی ناشی از بیماری، حتی پس از رفع خطر اصلی، همچنان پابرجاست. این نوع نیاز ها در بیماران بهبود ناپذیر، ابعاد تازه ای می یابد که از آن با عنوان کیفیت مرگ یاد می شود. بر اساس مطالعات، بیش از ۹۰ درصد از بیمارانی که امیدی برای بهبودی ایشان وجود ندارد، در آرزوی مرگی آرام در محیطـی شـبیه به شرایط منزل خود هستند. این در حالی است که حتی در کشورهای توسعه یافته نیز تنها ۳۰-۲۰ درصد بیماران در منـزل فوت می­‌کنند. هرچند اطلاعات موثقی در این ارتباط از ایران در دسترس نیست، ولی قابل پیش­بینی است که بسیاری از چنین بیمـارانی برای دریافت مراقبت­‌های خاص در بیمارستان­‌ها بستری می­‌شوند و در همین بیمارستان­‌ها جان می­‌سپارند. در تمام این موارد، به جز نیاز های خود بیمار، باید تنش هایی که در اطرافیان و خانواده او ایجاد می شود را نیز در نظر گرفت. نظام مراقبت‌های حمایتی و تسکینی اساساً با هدف پاسخ به این طیف از نیاز ها در بیمار و خانواده ایجاد شده است.

ضرورت ارائه مراقبتهای حمایتی و تسکینی از دیدگاه کاهش هزینه های سلامت

در صورت عدم وجود مراکز طب حمایتی و تسکینی و شبکه مراقبت در منزل، بیماران مبتلا به بیماری های صعب العلاج برای رفع نیازهای اولیه خود به مراکز مختلف نظام سلامت بویژه مراکز تخصصی و فوق تخصصی مراجعه می کنند و در اورژانس و یا بخش مراقبت­های ویـژه ایـن بیمارسـتان هـا برای برطرف شدن علائم ساعتها و روزها بستری می شوند. تست ها و آزمایشات هزینه بـرداری بـه ایـن بیمـاران تحمیـل می شود و در مواردی اقدامات غیرضروری درمانی صورت می پذیرد. این مطلب علاوه بر تحمیل رنج ها و مشقات فراوان به بیمار و خانواده اش، هزینه های سنگینی را برای نظام سلامت کشور به بار می آورد. آمارهای غیر رسمی نشان می دهد که در حال حاضر بیش از ۳۲ درصد از بیماران مبتلا به سرطان در کشور ظرفیت بخش‌های آی سی یو را اشغال نموده اند. ظرفیت محدود بیمارستان ها بویژه در بخش آی سی یو باید به صورت بهینه به بیماران اولویت دار تخصیص داده شده و اشغال این ظرفیت توسط بیماران مبتلا به سرطان در مراحل پایانی بیماری که از جهت علمی بهبودی برای آنان متصور نیست علاوه بر تحمیل هزینه های سنگین به بیمار و سیستم بهداشت و درمان، امکان سرویس دهی به سایر بیماران را محدود می سازد.

ضرورت یکپاچه سازی و تدوین مدل مدیریت مراکز ارائه مراقبت‌های حمایتی و تسکینی

در گزارش ۲۰۰۶ موسسه بین المللی نظـارت بـر مراقبـت‌هـای پایـان عمـر، وضعیت ارائه مراقبت‌های تسکینی در ۲۳۴ کشور بررسی شده و این کشورها در چهار گروه زیر طبقه بندی شده است:

  • گروه یک: بـــدون هـــیچ فعالیـــت شناخته شده
  • گروه دو: ظرفیت سازی برای مراقبت های تسکینی
  • گروه سه: ارائه مراقبت های تسکینی در برخی از مناطق
  • گروه چهار: رویکرد یکپارچه سازی و ادغام مراقبت‌ها

در این گزارش کشور ایران در گروه دو قرار دارد. بحمدلله در گزارش سال ۲۰۱۱ این موسسه جایگاه ایران به گروه سه ارتقاء یافته است. در حال حاضر معدود مراکز طب حمایتی تسکینی موجود در ایران به صورت محلی عمل نموده و فقدان یک نظام یکپارچه مدیریتی و استاندارسازی ساختار، فرآیند های عملیاتی و پروتکل‌های آموزشی طب حمایتی و تسکینی به عنوان یک ضرورت مشهود است. مجموعه فعالیت های مکسا، تلاشی است در راستای ارتقاء روند ارائه مراقبت های حمایتی و تسکینی به هم میهنان گرامیمان و ترفیع رتبه ایران عزیز به بالاترین سطح ارائه خدمات طب حمایتی و تسکینی درگزارش‌های آتی موسسات بین‌المللی در حوزه سلامت.