آگاه شدن از بیماری

هنگامی که پیش‌آمد ناخوشایندی از قبیل بیماری، خطر مرگ و از دست دادن عزیزی در زندگی فردی به وجود می‌آید، سیستم عصبی ما با یک واکنش طبیعی، تعادل روانی را در فرد ایجاد می‌کند که نتیجه آن سازگاری با شرایط فعلی است.

شوک و انکار

در ابتدا همه چیز برای فرد شبیه به یک کابوس است و باور نمی کند که اتفاقی در زندگی وی رخ داده است. در برخی موارد فرد مات و مبهوت است و واکنش عاطفی دیگران، برایش نامفهوم و یا حتی مسخره است.
در زمانی که پزشک تشخیص یک بیماری را می دهد، فرد فکر می کند که این امکان ندارد و دروغ است و دکتر اشتباه کرده است و باید یکسری آزمایش های جدید بدهد. انکار، یک  مکانیزم  دفاعی سیستم  روان انسان هاست.

خشم

در مرحله دوم به تدریج فرد با توجه به شواهد، متوجه غیر عادی بودن شرایط می شود و دست از انکار برمی دارد ولی به دلیل هیجان منفی و استرس ناشی از واقعه نمی‌خواهد مسئله را قبول کند و احساس ناکامی  و خشم می کند. در این مرحله سوالاتی را از خودش و بقیه می پرسد: چرا من؟ مگه من چه گناهی کرده بودم؟ و به آنهایی که سالم هستند غبطه می خورد و خشمگین می شود. از همه شاکی است : خدا، سرنوشت، اعضای خانواده مثل شوهر، پزشک معالج، کادر درمانی بیمارستان و حتی خودش.

چانه زدن

مرحله سوم شروع چانه‌زنی و التماس کردن و نذر و نیاز کردن است. فردی که در حالت خشم، گفتار، افکار و رفتاری داشته ( مثلاً به خدا خشم کرده است) و می ترسد به عقوبتش گرفتار شود، حالا شروع می کند به التماس کردن که خداوند از سر تقصیرات او بگذرد و بلایی بدتر و جدیدتر سر او نیاورد. در صورتی که خداوند ذات والایی دارد و اینگونه با ما رفتار نمی کند.

افسردگی

مرحله چهارم بروز علائم افسردگی است، این علائم شامل : 
 پایین آمدن خلق، گریه کردن در بیشتر اوقات، احساس ناامیدی، کاهش احساس لذت از چیزهایی که قبلا باعث خوشحالی می شده است، زود عصبانی شدن و تحریک پذیری، افزایش یا کاهش خواب، افزایش یا کاهش اشتها، انزوا و گوشه گیری، دوری از جمع و آرزوی مرگ.

پذیرش

در مرحله آخر اگر سیستم اعصاب و روان مسیر خود را بیابد، به مرحله پذیرش می رسد. البته در مراحل قبلی ممکن است فرد، مدتهای زیادی باقی بماند و نیاز به  دریافت درمان‌های روانپزشکی و روانشناختی پیدا کند.
پذیرش شرایط موجود و پیگیری اقدامات مفید و موثر برای وضعی که در آن قرار دارد، به معنی مراجعه منظم به پزشک و پیگیری دقیق و مصرف به موقع داروها است. این مراحل به صورت پشت سر هم نیست و ممکن است مثلا فرد از مرحله ی اول به مرحله سوم برود و یا از مرحله چهارم به مرحله دوم برگردد تا نهایتا ممکن است به پذیرش برسد.

مثبت نگری نه به معنای این است که خیال پردازی کنیم و داشتن دید واقع بینانه نیز به معنای این نیست که فاجعه بسازیم و قطع امید کنیم، بلکه ما می توانیم با توجه به در نظر گرفتن شرایط موجود سعی کنیم زندگی غنی و ارزشمند داشته باشیم.
 آموزش راهبردهای مقابله با استرس توسط روانشناس بالینی در بهبود شرایط روانشناختی بیمار و همراهان وی بسیار کمک کننده است. 
 ممکن است بیمار و یا همراهان وی در یک یا چند مرحله از این چرخه گرفتار شوند و نتوانند از آن عبور کنند همین منجر به بروز علائم اختلالات روانپزشکی مانند افسردگی، اضطراب و وسواس می شود و اگر اقدامات درمانی روانشناسی و یا روانپزشکی به موقع صورت نگیرد بسیار شرایط سخت تر خواهد شد و کل زندگی فرد و سایر اعضای خانواده را تحت تاثیر منفی قرار خواهد داد.
بنابراین افزایش آگاهی پزشکان و تیم پرستاری از شرایط بیمار می تواند در بهبود وضعیت روانشناختی و جسمانی بیمار بسیار یاری رسان باشد.

تیم مراقبت های روان‌شناختی مکسا در دو حیطه مراقبت در منزل و مراجعه حضوری آمادگی پذیرش و کمک به بیماران مبتلا به سرطان و خانواده‌ی آنها را دارد.

جهت اطلاع از دیگر خدمات مکسا “اینجا” را کلیک کنید